نا امیدی - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 21:18
داشتم به رفتن از ایران فکر میکردمهیچ چیزی حتی اقتصاد بدمرا به اندازه محدود سازی آزادی و ارتباط با دنیا به این فکر فرو نمیبردگاهی هم به این فکر میکنم کم کم خاطرات زندگی خودماز روزهای دسترسی به اینترنت آزاد را بنویسماز همان روزهای ابتدایی که با گوشی غیر لمسی امدر دانشگاهو با هزار بدبختی و با فیلتر شکن...
ساعت ۵:۰۴ صبح - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 21:18
داشتم فیلم بوتیک رو میدیدماحتمالا زمان ضبطش من خیلی کوچیکه بودمامانگاه میکردم به چهره گلشیفتهبه حرفا و سادگی توی کلامشوقتی با محمدرضا گلزار حرف میزدبه عنوان یه دختر مال اون دههحتما بخشی از این شخصیت نشون از ویژگی دخترای اون دوره بودهدختری که دلش میخواد کافه گلاسه بخورهشلوار پاچه گشاد بپوشهو دریا رو ...
صبور چون رود - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 21:18
راستش عوض نشدمفقط سعی کردم کمی صبور تر باشمنوع نوشته هایم کمی تغییر کردهدیگر متن هایم تند و تیزی قبل را نداردکمتر از سیاست و غم هایم مینویسممن باور دارمگاهی باید صبر کردآرامش گرفتدل به گذر ایام سپردبه چک چک باران گوش سپردوصدای رعد و برق را شنیدیک فنجان قهوه ریخت ونشست لب پنجره...در انتظارتا روزی که ...